امیر محمدامیر محمد، تا این لحظه: 14 سال و 24 روز سن داره

امیرمحمد امیر قلب بابا و مامان

اسباب کشی

1392/6/3 14:19
نویسنده : مامان الهه
240 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل یک دونه ام

چشم و چراغ خونه ام

پسرم

ما مدتهای زیادی دنبال خونه میگشتم و با قدم خیر شما بالاخره خونه الانمون را ٤/٨/٩١ قولنامه کردیم و تقریبا وقتی شما یک ماه و ١٠ روز داشتی(٢٣/٨/٩١) ما خونمون را تحویل گرفتیم و شروع به جمع کردن وسایل و اسباب کشی کردیم. با وجود پسر شیطونی مثل شما خیلی سخت بود چون همش میخواستی تو بغلم باشی و شیر بخوری و تو این اوضاع من میخواستم وسایل را جمع کنم. به هر حال ما وسایل را جمع کردیم بابا ابراهیم کارتنهای کوچک را با ماشین خودش اورد خونه و وسایل بزرگ را هم ٢٥/٨ /٩١ اوردیم خونه و از فردای اون روز تو خونه مستقر شدیم . کمک های زیاد مامان جون و بابا جون و خاله و دایی اگه نبود معلوم نبود ما چکار میکردیم. ابتدا شبها سه تایی تو اتاق شما میخوابیدیم چون اتاق خواب ما بخاری نداشت ولی بعد گهواره شما را هم بردیم تو اتاق خودمون .

شبها تا بابا ابراهیم یکی دو ساعتی شما را راه نمیبرد خواب نمیرفتی و ببین بابا چقدر دوستت داشته که با وجود خستگی زیاد هرشب خودش شما را خواب میکرد. مرسی بابای مهربون.

اینم چند تا عکس از دومین ماه زندگیت.

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان حنانه زهرا
3 شهریور 92 14:45